فندوق کوچولوی مامانفندوق کوچولوی مامان، تا این لحظه: 11 سال و 11 ماه و 22 روز سن داره

سارا و کوچولوش

بی قراری

1393/7/6 11:52
نویسنده : مامان سارا
282 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیزم خوبی گلم

این روزا خیلی بیقرارم.بی قرار اومدنت.ولی خب باید صبر کنم. بابا محسن هر از گاهی با من صحبت میکنه و من آروم میشم. اما صبح ها که بابا جون نیست باز بیقرارت میشم.

طفلی باباجون همه تلاششو واسه من و تو میکنه.هر چی من استرس دارم. باباجون صبوره و به من امید میده .

دعا میکنم و آرزو میکنم این روزا زود بگذره و شما صحیح و سالم به دنیا بیا بیای. عزیزم من و باباجون بی صبرانه منتظرتیم.

ایشالله سالم باشی عشقم و زود بیای بغل من و بابایی.

مامان مریم اینا دیشب از شمال اومدن.و هر روز زنگ میزنه و حال هر دومون رو میپرسه.امروز صبح هم زنگ زدن.

باباجون هم کم کم داره سرش خلوت میشه و دیگه زود میاد خونه.یعنی دیگه 6:30 تا 7 خونست.

روزایی که سرش شلوغ بود ساعت 10 حتی بعضی وقتها 11 میومد خونه.

اما خدا رو شکر کاراش انگار داره سبک تر میشه.

دیشب که بابا جون داشت شام درست میکرد بیشتر درست کرد که ناهار امروزمون هم باشه .روزایی که بابا خونست بابا آشپزی میکنه.شبش هم که شام درست میکنه واسه ناهار فردامون هم درست میکنه.دست باباجون درد نکنه.

الان هم زنگ زده بود حالمون رو بپرسه.

مواظب دل مهربونت باش گل کوچولوی مامان و بابا

_____________________________________

+++ بعدا نوشت: الان زنگ زدم به دکترم که سوال کنم میتونم نون بخورم و کیک و شیرینی.که دکتر گفت نون رو نون سنگک بخورم. کیک و شیرینی قدغن وتازه برنج،ماکارونی،نشاسته و نمک که گفته بود نخورم گفت کم بخورم رژیمی بخورم. و من کلیییییییییییییییییییی خوشحال شدممممممممممممم

خدایا شکرت.مرسی که حواست به من و گل کوچیکه هست

پسندها (1)

نظرات (6)

دایانا
6 مهر 93 12:00
مواظب خودت باش عزیزم . به سلامتی انشالله این روزها زود می گذره و میاد تو بغلت نگران نباش به سایت منم سر بزن هر وقت وقت داری دوباره هم بیا
مامان حديث
6 مهر 93 12:15
سلام سارا جوووونم ممنون به حديثم سرزدي هر وقت دلت گرفت بيشتر با ني نيت حرف بزن از آينده و زندگي خوب براش بگو آهنگ گوش كن يا اگه حوصله كردي براش قصه بگو خيلي خوبه مواظب باش سلامت باشين
مامان سارا
پاسخ
حتما عزیزم ممنونم
بیتا
6 مهر 93 14:08
وبلاگ قشنگی داری به ما هم سر بزنید.روزهای خوبی در راهه
مامان سمانه
6 مهر 93 22:06
سلام سارا جونم ؛ میدونم خیلی سخته این انتظار واقعا سخت میگذره ولی واقعا شیرین و مقدسه حالا فک میکنم چفد ما خانوما خوش شانسیم ک واقعا ی زن هستیم و میتونیم ی مادر بشیم ب این فک کن ک داری مادر میشی و باید تام سختی های شیرینشرو تحمل کنی تا دیدار دخترت برات حسابی شیرین بشه و لذت بخش سارا جون نمیدونی وقتی این فرشته ی کوچولو رو دستت میدن چقد زیباست ؟؟؟؟؟؟آدم دلش نمیخواد اون لحظه تموم بشه، خیلی دلم میخواد دوباره برگردم ب عقب و دوباره این حسو تجبه کنم سارا جون ازت خواهش میکنم حتما بیهوشی کمر ب پایین رو انتخاب کن تا اون حسو تجربه کنی عزیزم
مامان سارا
پاسخ
حتما عزیزم.مرسی که راهنماییم کردی
محمد
6 مهر 93 22:07
شمعدانی دلم ، هوای ،عطر مهربان دوستی های کودکی راکرده. هوای ، پیرهن گل گلی ،پر چین دخترک بهاری را کرده. هوای ، فریاد شاد ی کودکان ،در کوچه ی شادی را کرده. هوای ،قاه قاه خنده های نازنین عزیزی را کرده….
مامان سارا
پاسخ
ممنونم بابت کامنت زیباتون
مامان باران
7 مهر 93 8:21
سلام چه خوب که نی نی دختره و اسمش باران.. خداحفظش کنه مواظب خودت و باران خانم باش.
مامان سارا
پاسخ
مرسی عزیزم.حتما